Wednesday, April 20, 2005

ماه آوریل

امروز یک فرصتی پیدا کردم که به وبلاگم سر بزنم .این چند روز حسابی سرم شلوغ بود. قول داده بودم که گزارش درس را امروز آماده می کنم و خوب برای همین مجبور شدم بیشتر وقت بذارم. هر چند گزارشم هم امروزآماده نشد و افتاد برای فردا.
این روزها سر بچه های فنلاندی هم شلوغ است. هر شب پارتی و جشن.
این دو هفته آخر ماه آوریل برای دانشجوهای کشورهای شمالی اهمیت خاصی دارد یک جور مثل جشن سال نواست .
یکی از کارهای جالب که تو این چند وقته انجام می دهند نقاشی کردن آرم و نشان گروه شان روی آسفالت نزدیک دانشگاه است. یک فاصله صد متری را پر کرده اند با آرم و نشان.
یکی از پارتیهای معروفشان هم Fin Hits است که لباسهای دهه هفتاد را می پوشند و موسیقی آن زمان را هم اجرا می کنند. یکی از شبهایی که برای هر دانشجو فنلاندی برای همیشه خاطره میشد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Saturday, April 16, 2005

لوگوی نوروز

امروز داشتم سایت شبکه فناوری اطلاعات ایران را نگاه می کردم دیدم که بالاخره گوگل لوگوی نوروز را اضافه کرده بوده
بالاخره باز هم ایرانیها با کمک هم یک کاری کردند، بعد از قضیه خلیج فارس این دومین بار است که این سیستم جواب داده است من فکر می کنم که این دارد به یک فرهنگ توی ایران تبدیل می شد و این خیلی جالب است با اینکه ضریب نفوذ اینترنت توی ایران در مقایسه با اینجاها خیلی کمتر است ولی تاثیر گذاریش بیشتر است.
اگر چه شروع این جور کارها به نظر من از خارج ایران بوده ولی خوب داخل کشور هم خوب استقبال کرده اند. فکر می کنم ایرانیها ی خارج با اینکارها می خواند حس علاقه به وطن را تو خودشان حفظ می کنند

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Thursday, April 14, 2005

سایت شدن


امروز که به وبلاگم سر زدم خیلی تعجب کردم بیش از 35 بار وبلاگم سایت شده بود
برام جالب بود فکر نمی کردم کسی به وبلاگ من سر بزند
راستش علاقه ام به نوشتن بیشتر شد
البته اگر بتوانم ، این چند روز هر موقع خواستم بنویسم به مشکل برخورد کردم
نمی دانم چی شده که فونت فارسی تو وبلاگ اجرا نمی شد !به هر حال یک تریک زدم شاید کار کند در این صورت بیشتر می نویسم

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Friday, April 08, 2005

weblog

تو شكستي من را اما نمي‌خواهم تو بشكني نمي‌خواهم تو بشكني
تو نموندي با من اما مي‌دوني كه بامني ، مي‌دوني تو بامني من همه نياز بودن، كنج خونه‌ي دل تو ، تو به دل جايي نداشتي عشق ما را بشنوي عزيز تو شكستي من را اما نمي‌خواهم بشكني ، نمي‌خواهم تو بشكني ديگه هرچي بود تموم شد ، عمر من اما حروم شد.اوني كه دلم نمي‌خواست ديدم عاقبت همون شد.چه دل ساده اي داشتم اونا زير پات گذاشتم من كه از عشق و محبت ديدي چيزي كم نداشتم با تو دل
خونه‌ي غم بود يه چيزي هميشه كم بوداين نبود عاقبت ما، دلمون اگه باهم بود و مال هم بود

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Sunday, April 03, 2005

بهار

هوا حسابی اینجا خوب شده است بعد از مدتها سرما الان یک هفته ای است که دما زیاد شده و یواش یواش برفها دارد آب می شد این جور که فنلاند یها می گفتند امسال گرما زودتر آمده است. روزها هم که حسابی که طولانی شده و خلاصه اینکه بهار آمده
باید یک چند تا عکس بگذارم توی وبلاگم

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin