Monday, May 16, 2005

به یاد شهرام


هفته پیش مراسم سالگرد شهرام بود چقدر زود یک سال گذشت. یادش به خیر آخرین باری که دیدمش فروردین پارسال بود تو آبشار شوی. یک کوله نو خریده بود و طبق معمول تا یک سر وگردن از خودش بیشتر بارش کرده بود. شاید اگر آن موقع میدانستم که این آخرین باره که می بینمش شاید باهاش مهربانتر می بودم ولی خوب تو این دنیا هیچ وقت نمی توانی آینده را پیش بینی کنی. موقعی که خبر فوتش را بهم دادند باورم نشد. حتی آن موقعی هم که رفتم بجنورد باز هم باورم نشد و تازه چند ماه بعد بود که یک جوری رفتنش را باورم شده بود. یادش به خیر الان تصویری که ازش تو ذهنم مونده آن عکسی است که آرش با موبایل گرفته .یک تی شرت آبی و چهره خندان. بچه های گروه این عکس را بزرگ کرده بودند و سر مزارش هم برده بودند. یادش به خیر و خدایش بیامرزدش

0 Comments:

Post a Comment

<< Home

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin