وبلاگ من
می خواستم به مناسبت سالگرد وبلاگ درست در همان روزکه شروع به نوشتن کردم بنویسم ولی خوب حسابی گرفتار شدم. هماهنگی برنامه سال نو بعد هم سفر به سوئد و در کنار آن کار کردن تو آزمایشگاه تا 10 شب حسابی وقت و حسم را گرفته بود. این گرفتاریها بود تا دیروز .که آنهم مشغول جواب دادن به ایمیلهای تبریک سال نو بودم. به هر حال می خواستم بگم که یک سال از زمانی که تصمیم گرفتم بنویسم گذشته. در این مدت کم و بیش به طور متوسط هفته ای یک مطلب نوشته ام. این نوشتن را برای این شروع کرده بودم که می خواستم یک جورهایی تجربیات اینجا را با بقیه بگم ولی خوب در کنار حوادث اینجا بعضی موقعها از دل خودم هم صحبت کرده بودم. اگر چه قرارم این نبود از اول ولی خوب بعضی موقعها نوشتن در وبلاگ بهترین راه حلم بود. نوشتن باعث می شد که بتوانم فکرم را متمرکز کنم و به یاد آورم که زندگی چیزی غیر از روزانگی هم است. چیزهایی است برای فکر کردن و یاد گرفتن
امیدورام که در آغاز سال دوم نوشتن بتونم به صورت مرتبتر مطالبم را بنویسم. تو این مدت وقتی که آمار سایت را نگاه می کردم برایم امیدوار کننده بود بعضی ها بودند با اینکه نمی شناختمشان به صورت مداوم پیگیر بوده اند. من بعضی موقعها شرمنده شان می شدم که چند بار پشت سر هم سر می زدند بدون اینکه مطلب جدیدی ببینند به هر حال سر زدن شماها یک جور دلگرمی بود برای من و چیزی بود که باعث می شد من به نوشتن ادامه بدهم. جا دارد در اینجا از همه شماها تشکر کنم که در این یکسال همراه من بودید.منظر نظرات شما برای پستهایم هم هستم

0 Comments:
Post a Comment
<< Home