ماندن یا برگشتن
وقتی که می آیی اینجا شاید اوائل این مسئله برایت زیاد مهم نباشد و شاید هم اصلاً بهش فکر نکرده باشی ولی وقتی جلو میری و به زمان اتمام کارت نزدیک می شوی این مسئله برایت مهم می شود و فکرت را مشغول می کند. بعضی موقعها می گویی به هر حال من اگر بهترین کار و موقعیت را داشته باشم به هر حال یک خارجی ام. می گد خوب حالا برگردی مملکت خودت مگر آنجا بیشترحسابت می کنند؟ می گی که با فرهنگشون نمی تونی بسازی نمی تونی داخل جمعشون بشی. می گوید که حالا فرض کن تهران تو آپارتمان زندگی می کردی کسی می آمد در خونه ات را بزند و بپرسد زنده ای یا نه؟ تازه آنجا هم جمعی که باهاشون بودی محدود بود
می گی که دوست نداری وقتی می ری مسافرت و پاسپورتت را نشون می دی یارو اخم کند و بیشتر از همه علافت کند. می گوید مگر تو ایران تو اداره، دانشگاه، تو اداره پلیس کم کوچیکت نمی کنند؟
می گم ببین اصلاً بحث فایده ندارد می گم اگر جهنم هم باشد مملکت خودم است. می گد بابا داری حسابی احساسی برخورد می کنی بحث با تو فایده ندارد
ادامه دارد

0 Comments:
Post a Comment
<< Home